7
همین که می‌خواستیم وارد زورخانه شویم، با صدای فریاد ابراهیم مواجه شدیم! او داد می‌زد: «من رو بزنید، اما با محمد کاری نداشته باشید. او مهمان ماست
ارسال دیدگاه